پیشخوان
شبکه های اجتماعی
نظر سنجی
نتیجه انتخابات هفتم اسفند چه آرایشی را بر پارلمان دهم حاکم می کند؟
اکثریت اصولگرایان - اقلیت اصلاح طلبان/ حامیان دولت
اکثریت اصلاح طلبان/ حامیان دولت - اقلیت اصولگرایان
تشکیل دو فراکسیون نسبتا برابر از اصولگرایان / حامیان دولت - اصلاح طلبان
گفتگوی هفته نامه

استاد دانشگاه آلابامای‌جنوبی درگفت‌وگو با مثلث

جمهوریخواهان تمایلی برای استیضاح‌ ترامپ نشان نداده‌اند

دکتر رضا سراج درگفت‌وگو با مثلث

چرا اینقدر دیر؟!

قالیباف به وظیفه‌اش عمل کرد گفت‌وگوی مثلث با اقبال شاکری عضو شورای‌شهر تهران

گفت‌وگو با دکتر امان‌الله قرایی جامعه‌شناس

رویارویی پلاسکو با بازار

گفت‌وگوی مثلث با جعفر قنادباشی

ریاض عقب‌نشینی کرده است

گفت‌وگوی مثلث با امیرعلی ابوالفتح

آمریکایی‌ها از عملکرد اوباما ناراضی‌اند

گفت‌وگوی مثلث با حسین کمالی

روحانی جایگزین هاشمی می‌شود؟

گفت‌وگوی مثلث با ناصر ایمانی

پایگاه اجتماعی رو‌حانی ضعیف شده است

گفت‌وگوی مثلث با محمدحسن آصفری

جریان انقلابی هستیم

گفت‌وگوی مثلث با محمد‌تقی رهبر

هویت اصولگرایی داریم

گفت وگوی مثلث با حسین شیخ‌الاسلام، سفیر سابق ایران در سوریه

استراتژی ایران جواب داد

انتصار در گفت‌وگو با مثلث مطرح کرد

دوران غیرقابل‌پیش‌بینی

تاجیک درگفت‌وگو با مثلث بیان کرد

انگلیسی‌ها از تاریخ جاماندند

گفت‌وگوی مثلث با سیدمحمد مرندی

دموکراسی علیه نئولیبرالیسم

گفت‌وگوی مثلث با ناصر نوبری

ترامپ درباره برجام باج‌خواهی‌می‌کند
زمان انتشار : چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵ ۱۴:۰۱:۴۷ | کد خبر : 4647205562 |

حمله به زن باردار با شمشیر

همراه سه همدستش وارد خانه زن بارداری شده و بعد از سرقت طلا و قلک، دست و پای زن جوان و مادرشوهرش را بستند و فرار کردند.
همراه سه همدستش وارد خانه زن بارداری شده و بعد از سرقت طلا و قلک، دست و پای زن جوان و مادرشوهرش را بستند و فرار کردند. ماموران پایگاه دوم پلیس آگاهی با ردیابی‌های تخصصی او را شناسایی و همراه یکی از همدستانش دستگیر کردند.

 

چند سال داری؟

 

17 سال.

 

چرا سرقت می‌کردی؟

قرص می‌خوردم و تحت تاثیر آن با دوستانم تصمیم گرفتیم سرقت کنیم تا پولدار شویم.

 

خانه را چطور شناسایی کردید؟

در همان محل زندگی می‌کردیم و می‌دانستیم مرد صاحبخانه تا عصر خانه نمی‌آید.

 

چطور وارد خانه شدید؟

از بالای در پارکینگ وارد ساختمان شدیم. در خانه را زدیم که فرزند خردسالش در را باز کرد و وارد شدیم. با تهدید شمشیر خانه را گشتیم و مقداری طلا و یک قلک سرقت کردیم و بعد از بستن دست و پای زنان، متواری شدیم.

 

چقدر پول به دست آوردی؟

یادم نیست قرص خورده بودم. چیزی یادم نمی‌آید.

 

سواد داری؟

بله. هنوز درس می‌خوانم.

 

سابقه داری؟

نه اولین بار است که دستگیر شده‌ام.

 

حالت عادی نداشتند

زن جوان هنوز از یادآوری آن روز وحشت دارد. نوزادی را که روز حادثه هشت ماهه باردار بود، آغوش گرفته و می‌گوید: اگر به حرف هایش توجه نمی‌کردم، دخترم را می‌کشت.

 

درباره روز حادثه بگو.

آن روزهمسرم تماس گرفت و گفت، حاضر باش تا نیم ساعت دیگر می‌آیم. بعد از 20دقیقه صدای زنگ آپارتمان به صدا درآمد. از دخترم خواستم در را باز کند. تصور کردم شوهرم است. سه مرد نقابدار وارد خانه شده و یکی از آنها شمشیرش را به سمت دخترم گرفت و تهدید کرد اگر سر و صدا کنم، دخترم را می‌کشد. او خانه را جست وجو کرد و بعد از سرقت النگوی من و گوشواره مادرشوهرم، دوباره تهدیدهایش را شروع کرد.

 

بعد چه شد؟

یک قلک در خانه داشتیم که برای نجات جان دخترم مجبور شدم آن را به او بدهم. سارق وقتی دید هیچ وسیله با ارزشی نیست، دست و پا و دهان ما را بست و همراه همدستانش گریخت.

چند دقیقه بعد شوهرم به خانه آمد و ما را نجات داد. تصور نمی‌کردم دزدان اینقدر زود شناسایی و دو نفر از آنها دستگیر شوند. دزدان حالت عادی نداشتند و اگر قلک را به آنها نمی‌دادم، دخترم را می‌کشتند.

نظرات
نظرات بینندگان انشار یافته : در انتظار بررسی : غیر قابل انتشار :
گزارش تصویری
انتخاب سردبیر