پیشخوان
شبکه های اجتماعی
نظر سنجی
نتیجه انتخابات هفتم اسفند چه آرایشی را بر پارلمان دهم حاکم می کند؟
اکثریت اصولگرایان - اقلیت اصلاح طلبان/ حامیان دولت
اکثریت اصلاح طلبان/ حامیان دولت - اقلیت اصولگرایان
تشکیل دو فراکسیون نسبتا برابر از اصولگرایان / حامیان دولت - اصلاح طلبان
گفتگوی هفته نامه

گفت‌وگوی مثلث با جعفر قنادباشی

ریاض عقب‌نشینی کرده است

گفت‌وگوی مثلث با امیرعلی ابوالفتح

آمریکایی‌ها از عملکرد اوباما ناراضی‌اند

گفت‌وگوی مثلث با حسین کمالی

روحانی جایگزین هاشمی می‌شود؟

گفت‌وگوی مثلث با ناصر ایمانی

پایگاه اجتماعی رو‌حانی ضعیف شده است

گفت‌وگوی مثلث با محمدحسن آصفری

جریان انقلابی هستیم

گفت‌وگوی مثلث با محمد‌تقی رهبر

هویت اصولگرایی داریم

گفت وگوی مثلث با حسین شیخ‌الاسلام، سفیر سابق ایران در سوریه

استراتژی ایران جواب داد

انتصار در گفت‌وگو با مثلث مطرح کرد

دوران غیرقابل‌پیش‌بینی

تاجیک درگفت‌وگو با مثلث بیان کرد

انگلیسی‌ها از تاریخ جاماندند

گفت‌وگوی مثلث با سیدمحمد مرندی

دموکراسی علیه نئولیبرالیسم

گفت‌وگوی مثلث با ناصر نوبری

ترامپ درباره برجام باج‌خواهی‌می‌کند

هانی‌زاده در گفت‌وگو با مثلث تاکید کرد

کانون بحران از موصل به کرکوک منتقل می‌شود

گفت‌وگوی مثلث با علیرضا میریوسفی، رئیس گروه مطالعات خاورمیانه وزارت‌خارجه

نحوه‌ اجرای برجام برای ایران مهم است

گفت‌وگوی مثلث با فواد ایزدی

ممکن است روحانی تک‌دوره‌ای شود

گفت‌وگوی مثلث با امیر شهلا، عضو حزب ندای ایرانیان

در انتخابات شورای شهر مشهد غفلت کردیم
زمان انتشار : شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ ۱۲:۲۰:۰۹ | کد خبر : 7819207026 |

گفت‌وگوی مثلث با محمد‌جواد حق‌شناس

می‌توان به نامزد شدن ناطق نوری هم فکرکرد

محمدجواد حق‌شناس معتقد است: «روحانی به هیچ وجه وعده تغییر نداد و اصلا رویکرد او تغییر نبود. سابقه آقای روحانی را که نگاه کنید، ‌یک ‌محافظه‌کار است

انتخابات ریاست‌جمهوری 96 در پیش است و آقای روحانی بعد از گذشت ‌سه‌سال‌ونیم سکانداری قوه مجریه کشور امروز عملکردی دارد که رقبای او آن را در بوته نقد و نظر قرار داده‌اند، آنها معتقدند ایده مرکزی آقای روحانی که در سال 92 طرح شد به نتیجه نرسید و اوضاع امروز و وعده‌های آن روز فاصله معنی‌داری از یکدیگر دارند. آقای روحانی سال 92 گفت ‌«برویم با کدخدا صحبت کنیم تا مشکلات حل شود.» این صحبت او را بعد از 4 سال چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا این ایده توانسته ثمره‌ای را عاید کشور کند تا براساس آن آقای روحانی مهر تائیدی روی  رویکرد‌ انتخاباتی‌اش در سال 92 بزند؟
    البته آقای روحانی چنین صحبتی نکرده است که شما نقل می‌کنید.
اما کلا اساس کار را بر سیاست خارجی گذاشت و معتقد بود که در ابتدا باید مشکلات آن حوزه حل شود و بعد دولت معطوف به سیاست داخلی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمل کند. راهبردی که ایشان برگزید و طی کرد را مناسب ارزیابی می‌کنید؟
    ما الان مساله را در این زمان نگاه می‌کنیم ولی اگر خودمان را در آن مقطع و جایگاه قرار دهیم، به نظرم با آنچه بعدا پیش آمد و تجربیاتی که داشتیم، هیچ راهی نخواهیم داشت مگر اینکه همین مسیری که آقای روحانی و دولت یازدهم پیش رفت را در پیش بگیریم. ما با دنیا به بن‌بست رسیده بودیم و باید این بن‌بست را باز می‌کردیم. البته ممکن است اگر کس دیگری رئیس‌جمهور بود نتیجه کار 10 یا 15 درصد متفاوت می‌شد ولی رویکرد کلی و کلان راهبردی ‌دولت یازدهم همین مسیر بود و ‌جز این راه دیگری نداشت. من نگاهم نسبت به مسیری که دولت طی کرد اینگونه است که این مسیر انتخاب دولت نبود بلکه مسیر ‌نظام بود که آقای روحانی و وزارت‌خارجه مجری آن سیاست‌ها بودند.
اما اصلاح‌طلبان هم به این نقد دارند که ایشان همه مسائل کشور را به بحث برجام و مذاکرات هسته‌ای گره زد و در حوزه‌های دیگر کمتر تلاشی نکرد تا آنها را هم در کنار این مذاکرات پیش ببرد.
    باید دقت کنیم که از آقای روحانی هم همین خواسته شده بود. در آن مقطع، کار‌ویژه و وضعیت نسبی آقای روحانی چه بود؟ ایشان در مجموعه کسانی که وارد فضای انتخاباتی شدند و اجازه یافتند که آنجا بمانند، مهمترین شاخصه و کارکردش این بود که عهده‌دار مسئولیت پرونده هسته‌ای شود، او روزی دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده   و به‌عنوان چهره‌ای که سالیان سال در این عرصه کار کرده، ورود داشته است. هم روحانی و هم جلیلی و حتی آقای ولایتی وضعیت نسبی مشابهی دارند. این نشان می‌دهد وقتی بین 7 کاندیدا، 3 نفر از آنها در این حوزه سخن می‌گویند، فضای کشور و نیازی که مردم احساس می‌کنند و حتی اولویت‌های نظام سیاسی روی کدام محورها جلو‌ می‌رود. غیر از این نبوده و به نظرم خواسته‌ای که هم مردم و هم نظام سیاسی از آقای روحانی داشتند این بود که این مشکل را حل‌و‌فصل کند. به هر حال اگر اولویت مردم بعضا مباحث حل و فصل مسائل شهری بود شاید شانس آقای قالیباف بیشتر بود یا اگر مباحث انقلابی را مدنظر داشتند شاید پرسابقه‌ترین فرد آن مجموعه آقای غرضی بود که می‌توانست رای داشته باشد و بالا بیاید. اما می‌بینیم که اولویت‌های نظام چه بود و رای اکثریت مردم هم براساس همان به داخل صندوق‌ها ریخته شد. 
به نظر شما اگر عارف هم رای می‌آورد مجبور بود همین مسیر را بپیماید؟
    حتی من در آن مقطع احساسم این بود که شانس رای‌آوری ‌آقای روحانی به خاطر اینکه در آن‌جایگاه، قدرت هماهنگی و نمایندگی که می‌توانست از بخشی از نظام سیاسی داشته باشد یا بخشی از جریان اصولگرایان را پشت سر خود داشته باشد بیشتر بود و این فضا برای آقای عارف مهیا نبود. یعنی آقای روحانی در آن مقطع می‌توانست به خاطر حمایتی که رئیس دولت اصلاحات و آقای هاشمی از وی داشتند با آرایی که از طیف آقای ناطق‌نوری و جریان خردگرای اصولگرا و مجموعه‌ای که لاریجانی آنها را در مجلس قبل نمایندگی می‌کرد، می‌توانست پشت سر خودش داشته باشد. طبیعی است از این بابت دارای فرصت بیشتری در مقایسه با آقای عارف بود.
نقطه‌قوت آقای روحانی همین به نتیجه رساندن برجام بود، اما آقای‌ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی و در دوره انتقالی قدرت نسبت به برجام مواضع منفی جدی اتخاذ کرده است، به نظر شما آقای روحانی چه دستاوردی برای مردم می‌تواند عرضه کند که براساس آن رای بگیرد؟ کما اینکه در حوزه اقتصادی حتی اصلاح‌طلبان هم نسبت به عملکرد دولت وی انتقاد دارند و در حوزه فرهنگی و اجتماعی هم اگر ضعیف‌تر نشده باشیم در همان حالت باقی مانده‌ایم. در مجموع با وجودی که آقای روحانی وعده تحول داده بود اما بیشتر ثبات ایجاد کرد، نظر شما چیست؟
    آقای روحانی به هیچ وجه وعده تغییر نداد و اصلا رویکرد او تغییر نبود. سابقه آقای روحانی را که نگاه کنید، عضو یک نهاد مشخصا محافظه‌کار است.‌ در دوران آقای ریاست‌جمهوری آقای هاشمی و خاتمی، حداقل 16 سال دبیری شورای عالی امنیت ملی را عهده دار بود، بعد از آن هم نمایندگی رهبری را در شورای عالی عهده‌دار بود. یک چنین شخصیتی که دارای چنین سابقه‌ای است اصولا شخصیت تحولخواه و خیلی دنبال تغییر نیست و بیشتر دنبال ثبات و استحکام است. اتفاقاتی که در دوران احمدی‌نژاد رقم خورد جامعه را به‌شدت متزلزل کرد. جامعه دچار ‌بی‌اعتمادی و چالش شده بود. از طرفی با خیلی از کشورهای دنیا و منطقه شاهد درگیری‌های جدی بودیم. بین دولت و قوه مقننه، دولت و قوه‌قضائیه تنش‌ها زیاد شد، در چنین شرایطی آقای روحانی آمد تا تمام این اختلالات رفتاری که در دولت احمدی‌نژاد رخ داده بود را به ثبات برساند. 
علی‌القاعده خود این دولت به‌دنبال تغییر نبود. اگر نگاه شود کابینه دولت یازدهم به‌شدت آکنده از نیروهای مجرب است و همه اینها کسانی هستند که تجارب قابل‌توجهی در اوضاع مختلف کاری‌شان داشته‌اند. سالیان سال سابقه وزارت داشتند و در عین حال اعضای کابینه یازدهم مرکب از تمام کابینه‌های قبلی است. افرادی از کابینه موسوی، کابینه‌هاشمی، کابینه خاتمی و هم از کابینه احمدی‌نژاد امروز در دولت آقای روحانی حاضر هستند. نیروهایی که علی‌القاعده ‌با طمأنینه و باتجربه هستند. به‌طوری که این کابینه متهم به کابینه پیرمردها شد که دور هم جمع شده‌اند.
در کل به نظر شما باتوجه به روی کار آمدن‌ ترامپ، آقای روحانی در این حوزه برجام که شاخص‌ترین دستاورد دولتش است، در انتخابات با چالش مواجه می‌شود یا ‌‌خیر؟
    روحانی به‌شدت زیر ‌نقد گروه‌های مخالف خود است ولی به نظر من این نقد تا حدودی غیرمنصفانه نسبت به عملکرد دولت و ایشان صورت می‌گیرد. ما قطعا اگر به فضای سال 92 برگردیم می‌بینیم تحریم‌های سنگین سازمان ملل را در کارنامه داشتیم و صادرات نفت‌مان هم به زیر‌650هزار بشکه در روز رسید و قیمت‌نفت‌مان هم به 40 دلار کاهش یافت، آن‌وقت امروز منتقدانی که این روند را مطرح می‌کنند باید پاسخ دهند که اگر در این وضعیت بودند، چه می‌کردند؟ هرچند‌ ممکن است همه این روند را نفی کنند ولی اگر از آنها پرسیده شود که شما چه می‌کردید یا چه پیشنهادی داشتید انصافا کسی نیست که بگوید راه‌حل و روند دیگری وجود داشت که آن را مبنای عمل خود قرار می‌داد. به هر حال تنها راهی که قبلا آقای احمدی‌نژاد در پیش‌گرفته بود، روندی بود که آقای جلیلی در زمان مدیریت پرونده هسته‌ای نشان داد ‌.
‌بالاخره ورود‌ ترامپ و مخالفتش با برجام تاثیری در رای‌آوری آقای روحانی در انتخابات 96 دارد یا خیر؟
    من می‌خواهم بگویم که اصلا دنیای سیاست نتیجه افکار عمومی است، نه تنها می‌خواهم بگویم که اثر می‌گذارد بلکه می‌گویم حتی شاید نظیر اتفاقی که در سوریه افتاد یا تحولات ترکیه یا روندی که ممکن است در روابط ما با عربستان دنبال شود، حوزه‌های اثرگذاری باشند بنابراین موضوع سوال تنها این مساله نیست دیگر حوادث هم در دنیا هستند. امروز به هر حال کاملا با یک جامعه جهانی روبه رو هستیم که شاید در گذشته چنین روندهایی را در آن مشاهده نمی‌کردیم مثلا اینکه هکرهای روس بتوانند روی انتخابات آمریکا اثر بگذارند، شاید کسی به ذهن خود متصور نمی‌شد ولی می‌بینیم که امروز مقامات آمریکایی و کاخ‌سفید نه تنها این را به زبان می‌آورند بلکه حتی منجر به برخوردی می‌شود که قبلا ‌بی‌سابقه بوده و طی آن 35 دیپلمات روس از آمریکا اخراج می‌شوند. بنابراین اثرات خودش را دارد اما به هر حال باید هر چیزی را در جای خودش تحلیل کرد و به آن بها‌ داد. 
نکته الان نوع نگاه اصلاح‌طلبان به آقای روحانی است، برخی معتقدند حتما باید کنار آقای روحانی نامزد پوششی داشته باشند و برخی دیگر بر تمرکز روی حمایت از روحانی تاکید می‌کنند. همین مساله موجب تحلیل‌هایی شده‌، مبنی بر اینکه اصلاح‌طلبان متوجه ریزش رای آقای روحانی شده‌اند و احتمال شکست او را می‌دهند که گزینه نامزد پوششی را مطرح می‌کنند. ‌آیا هنوز بر آن اعتقاد هستید که همه باید با هم هماهنگ باشند و از جمع جدا نشوند.
   ‌به هر حال دنیا، دنیای رقابت است و در این نگاه مشخصا عنوان کردم که این حوزه، حوزه‌ای نیست که فقط جریان اصلاح‌طلب خودش بازیگر باشد و درواقع این یک بازی جمعی است. شما در مقابل یک حرکت طرف مقابل باید واکنش مناسب انجام دهید. اگر بخواهم دقیقا مقایسه کنم، مثل سیستم فوتبال است که حریف و شما هر کدام 11 بازیکن دارید و ساختاری که می‌چینید علی‌القاعده یک بخش از آن استراتژی‌ است که خود شما دارید و در اختیار شماست. 
مثلا 18 بازیکن در نیمکت دارید و از بین‌شان می‌توانید 11 نفر را انتخاب کنید. اما یک بخش دیگر هم مربوط به وضعیت حریف است که او چه بازیکنانی در اختیار دارد و با چه روندی می‌خواهد وارد میدان شود و در واقع دنبال چه نتیجه‌ای است و جایگاه حریف و شما در جدول کجاست؟ نکته دیگر هم توجه به جایگاه داور است که نمی‌توان روی آن قضاوت یا پیش‌بینی داشت. در نتیجه حضور شما باید در این رقابت یک حضور همه‌جانبه‌نگر باشد و به همین دلیل فقط روی داشته‌های خودتان نمی‌توانید سرمایه‌گذاری کنید. بلکه باید بازی حریف و عملکرد داوری را هم ببینید و احتمال اینکه روز مسابقه بارانی باشد یا نه را هم در نظر بگیرید. ضمن اینکه به موقعیت تماشاگر هم توجه کنید و همه اینها را باید ببینید تا بتوانید استراتژی خود را برای بازی و رسیدن به نتیجه برنامه‌ریزی کنید.
منظورم این است، نامزدی که قرار است اصلاح‌طلبان در کنار آقای روحانی به صحنه بیاورند همانند سال 92 هفته آخر مانده به انتخابات ارزیابی انجام می‌دهند تا ببینید نامزد پوششی موقعیت بهتری دارد یا آقای روحانی و هر کدام که موقعیت بهتری داشتند در صحنه می‌ماند یا اینکه نامزد پوششی واقعا کمکی است و می‌داند که روز آخر قبل از انتخابات باید به نفع آقای روحانی کنار برود؟
    در فضای رقابتی قابل پیش‌بینی نیست. علی‌القاعده بنا و نگاهمان این است و هم منافع ملی و هم مصالح کشور ایجاب می‌کند که رئیس‌جمهور یک‌دوره‌ای نداشته باشیم. روال کار هم در جمهوری اسلامی هم همین بوده است. 
یعنی در ‌چهاردوره قبل از آقای روحانی هم ریاست‌جمهوری ‌هشت‌سال بود وچنین روندی را در کشور تجربه کردیم. یعنی هر رئیس‌جمهوری که آمد هشت سال این جایگاه را در اختیار داشت. در مجموع حرفم این است که جریان اصلاح‌طلب علی‌القاعده به خاطر محدودیت‌هایی که دارد و پاسخی که باید به جامعه بدهد نمی‌تواند به آرای مخاطبانش ‌بی‌توجه باشد. من هم این پرسش را دارم که بنا به‌هر‌دلیلی ممکن است   آقای روحانی در فضای انتخاباتی پیش‌رو در فضای رقابتی حاضر نشود. اینکه یا خودش چنین تصمیمی ‌داشته باشد یا اینکه ناخواسته عدم‌حضور به او تحمیل شود در این صورت این سوال برای جامعه پیش خواهد آمد که جناح اصلاح‌طلب چرا به فکر این بخش از ماجرا نبود و چرا امروز نامزدی را برای اینکه بتواند اهداف و خواسته‌های مردم را پیگیری و محقق کند در فضای انتخاباتی ندارد؟ من فکر می‌کنم اگر امروز درباره این موضوع تدبیر نکنیم، آن روز پاسخی به جامعه‌مان نخواهیم داشت و بنابراین براساس پاسخی که مطرح کردم، ما نیازمند حضور تعداد قابل‌توجهی از نامزدهایی هستیم که معادله رقابت را با جریان مقابل برقرار کند، ضمن آنکه می‌توانند در این اوضاع با قرارگرفتن در فضای تبلیغات به کمک آقای روحانی بیایند و هم اینکه موازنه تبلیغاتی و مدیریت افکار عمومی را 
برقرار کنند. 
این کمکی به خود آقای روحانی است برخلاف آنچه شاید برخی فکر کنند که جریان اصلاح‌طلب می‌خواهد چهره‌ای را کنار ایشان بگذارد می‌خواهم بگویم که ما هم از موضع نگاه بلندمدت و هم از موضع دفاع از موازین و ارزش‌های اصلاح‌طلبانه و هم در رابطه با تعهدی که به مردم بابت این داستان دادیم و انتظاری که مردم از جریان اصلاح‌طلب دارند، وظیفه سیاسی و اخلاقی و نگاه راهبردی‌مان به ما حکم می‌کند که در کنار ‌آقای روحانی بتوانیم چند نامزد اصلاح‌طلب ‌داشته باشیم.
گزینه‌هایی که مطرح می‌شود از بین آقایان جهانگیری و پزشکیان و عارف است. 
    اینها گزینه‌هایی هستند که قبلا در موردشان بحث شده یعنی هم آقای عارف و هم آقای جهانگیری. حتی از جریان اصولگرا هم روی کسی مثل آقای ناطق به‌عنوان گزینه‌ای که در مجموع می‌تواند روی آن توافق باشد فکر کرد یا حتی چهره‌هایی که قبلا در فضای انتخاباتی حضور داشتند اما با چهره نو امکان جذب آرا یا امکان کمک به گزینه اصلی برای مدیریت صحنه رقابت انتخاباتی را داشته باشند.
مثل چه کسانی؟
    شاید الان مناسب نباشد که اسمی ‌بیاورم ولی قطعا چهره‌هایی که بتوانند در این جایگاه حضور داشته باشند کم نداریم.
آقایان مطهری و پزشکیان‌ تائید ‌می‌شوند؟
    به نظرم آنها ظرفیت‌هایی دارند. ظرفیت‌هایی که این دو چهره دارند بیشتر ظرفیت پارلمانی است و شاید در حوزه اجرایی نیازمند ارائه چهره‌هایی باشیم که دارای تجربیات قابل‌قبول‌تری در حوزه اجرا باشند.
اینکه اصلاح‌طلبان صحبت از رد‌صلاحیت آقای روحانی می‌کنند یک نوع مظلوم‌نمایی نیست؟
    به نظرم اصلاح‌طلبان نباید در این مورد خیلی ورود کنند. چون حوزه کاملا تخصصی شورای نگهبان است. اما این سوال را دارم که با این روند قبل از اینکه آقای هاشمی‌رد صلاحیت شود، اگر از 100 نفر شخصیت سیاسی می‌پرسیدیم که چقدر احتمال عدم‌احراز صلاحیت آقای هاشمی را می‌دهید، شاید پنج نفر پاسخ مثبت نمی‌دادند.
به نظر شما رای روحانی افزایش یافته یا کاهش؟
    به‌هر‌حال ما احتمال هر دو را داریم. در حوزه‌هایی رویش و در حوزه‌هایی ریزش داشتیم. این را باید از طریق نظرسنجی افکار عمومی انجام داد. 

نظرات
نظرات بینندگان انشار یافته : در انتظار بررسی : غیر قابل انتشار :
گزارش تصویری
انتخاب سردبیر