پیشخوان
شبکه های اجتماعی
نظر سنجی
کدام یک از این گزینه ها می توانند پیروز انتخابات ریاست جمهوری شوند ؟
حسن روحانی
ابراهیم رییسی
سعید جلیلی
محمد باقر قالیباف
عزت الله ضرغامی
محسن رضایی
گفتگوی هفته نامه

گفت و گوی مثلث با مجتبی شاکری

نامزدها چالش کنند

پیروز ایزدی درگفت‌وگو با مثلث

نظام حزبی فرانسه در آستانه فروپاشی است

گفت‌و‌گوی مثلث با احمد بخشایش‌اردستانی

بدنه رای جلیلی حفظ می‌شود

گفت‌و‌گوی مثلث با محمدعلی پورمختار

جلیلی باید کنش‌گر سیاسی بماند

گفت و گو سالنامه مثلث پیش از ثبت نام نامزد ها با دکتر احمد توکلی

خلأ هاشمی برای روحانی دردسرآفرین می‌شود

گفت و گو با نجات‌اللّه ابراهیمیان

شب انتخابات تعیین کننده است

گفت‌و‌گوی مثلث با علی‌اکبر اولیا

به احمدی‌نژاد توجه نکنیم

گفت‌و‌گوی مثلث با محمدعلی پورمختار

ممکن است منتقد رئیس دولت آینده شویم

گفت‌وگو با غلامعلی جعفرزاده

فراکسیون مستقلین قدرتمند‌تر می‌شود

متن کامل گفت و گوی سالنامه مثلث با دبیر کل جبهه پیروان:

محمد رضا باهنر در گفت و گو با مثلث : هاشمی می گفت اگر روحانی حمایت نمی کردیم 4 درصد بیشتر رای نداشت

متن کامل گفت و گوی مثلث با عباسعلی کدخدایی؛

سخنگوی شورای نگهبان : ممکن است برخی را که ردصلاحیت‌کردیم تایید کنیم

استاد دانشگاه آلابامای‌جنوبی درگفت‌وگو با مثلث

جمهوریخواهان تمایلی برای استیضاح‌ ترامپ نشان نداده‌اند

دکتر رضا سراج درگفت‌وگو با مثلث

چرا اینقدر دیر؟!

قالیباف به وظیفه‌اش عمل کرد گفت‌وگوی مثلث با اقبال شاکری عضو شورای‌شهر تهران

گفت‌وگو با دکتر امان‌الله قرایی جامعه‌شناس

رویارویی پلاسکو با بازار
زمان انتشار : سه‌شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۵ ۱۳:۳۳:۴۸ | کد خبر : 8975205522 |

آبرویم رفت / دوست پسرم و دوستانش مرا در بد وضعیتی گرفتار کردند / آن ها هم آزار و اذیتم می کردند هم عکس می گرفتند!

اداره آموزش همگانی معاونت اجتماعی پلیس تهران از شهروندان به‌ویژه دانش‌آموزان خواست در سفرهای درون‌شهری به هیچ‌وجه سوار خودروهای ناشناس نشوند.
سرقت، آدم‌ربایی، تعرض و... از جمله جرائمی است که به وسیله مجرمان مسافربرنما به وقوع می‌پیوندد و تاکنون شاهد حوادث تلخ زیادی در‌این‌باره بوده‌ایم.

 

یکی از قربانیان این نوع جرائم، دختر دانش‌آموزی است که وقتی به پلیس مراجعه کرد، ماجرا را این‌گونه شرح داد: «مدت‌ها بود در تلگرام، واتس‌اپ و... سرک می‌کشیدم و خیلی از وقتم را بی‌دلیل صرف این کار می‌کردم. تا اینکه یک روز با پسری جوان به نام آرش آشنا شدم.

 

اوایل فقط برای هم مطالب طنز می‌فرستادیم و کم‌کم به جمله‌های عاشقانه و ارسال عکس هم رسید و جوری شده بود که آرش کاملا من را می‌شناخت و بعد هم چندباری با هم قرار گذاشتیم. همه‌چیز به‌ظاهر خوب بود تا اینکه یک روز آرش، خیلی راحت به من پیشنهاد داد به خانه او بروم.

 

از این حرفش خیلی ناراحت و با قهر از او جدا شدم. پس از آن جواب تماس‌هایش را ندادم مدتی از این ماجرا گذشت؛ تازه داشتم همه‌چیز را فراموش می‌کردم تا اینکه اتفاقی افتاد».

 

این دختر ادامه داد: «آن روز بعد از اینکه از مدرسه تعطیل شدم، کمی با دوستانم زمان صرف کردم. هوا در حال تاریک‌شدن بود، خیلی نگران بودم و سعی داشتم قبل از تاریکی هوا به خانه برسم. این شد که خیلی زود خودم را به خیابان رساندم و برای اولین خودرویی که چراغ زد دست بلند کردم و سوار شدم. خودرویی که سوار شده بودم پراید مدل‌پایین و راننده آن فرد جوانی بود که با واردشدن من صدای ضبط ماشین را کم کرد و آدرس و مسیر را پرسید و بعد درباره هوا صحبت کرد.


بی‌اعتنا به حرف‌های راننده، مشغول تماشای بیرون شدم که ماشین کمی جلوتر نگه داشت و دو پسر جوان یکی جلو و دیگری عقب، کنار دست من، سوار خودرو شدند. ابتدا همه‌چیز معمولی و عادی به نظر می‌رسید و هیچ چیز مشکوکی دیده نمی‌شد، اما طولی نکشید ماشین به‌سرعت مسیرش را عوض کرد و به مسیر فرعی پیچید.

 

مسیر ماشین که عوض شد با نگرانی از راننده دلیلش را پرسیدم. هنوز حرفم تمام نشده بود که نفر عقبی با چاقو به سمت من حمله‌ور شد و با تهدید من را وادار به سکوت کرد و سرم را به زیر صندلی فشار داد. ترس و وحشت و دلهره همه وجودم را گرفته بود و مثل بید بر خودم می‌لرزیدم و به‌سختی نفس می‌کشیدم.

 

حالا با وجود اینکه نمی‌توانستم جایی را ببینم می‌توانستم متوجه مسیر حرکت ماشین شوم خلاصه ماشین بعد از کلی تغییر مسیردادن، متوقف و در جلو باز شد و بعد صدای بازشدن درِ خانه به گوشم رسید».


این دختر افزود: «با بازشدن درِ منزل، ماشین وارد خانه شد و پس از واردشدن ماشین، آن سه نفر با زور و اجبار من را داخل خانه کشاندند. چشم که باز کردم آرش را دیدم که با وقاحت به من نگاه می‌کرد و می‌خندید. از نگاه‌های آنها می‌شد فهمید چه فکری می‌کنند.

 

هرچه خواهش و التماس کردم، فایده نداشت و آنها به من تعرض کردند. موضوع به همین‌جا ختم نشد و آرش از من، عکس گرفت و تهدید کرد در صورت مراجعه به پلیس، عکس‌ها را در فضای مجازی منتشر خواهند کرد. در بد وضعیتی گرفتار شدم، حالا دیگر نه آبرویی برایم مانده و نه انگیزه‌ای برای زندگی».

 

اداره آموزش همگانی معاونت اجتماعی پلیس تهران با اشاره به اظهارات این دختر، هشدار داد: «در چنین مواقعی لازم است شهروندان به‌ویژه دانش‌آموزان از سوارشدن در خودروهای شخصی اکیدا خودداری و از وسایل حمل‌ونقل عمومی مانند، تاکسی، اتوبوس و مترو استفاده کنند.

 

دانش‌آموزان باید بعد از تعطیل‌شدن از مدرسه یا مراکز آموزشی بدون اینکه زمانی برای سایر امورات صرف کنند، سعی کنند طبق برنامه‌ریزی به منزل برگردند و از همه مهم‌تر، به‌راحتی به افراد غریبه و ناشناس اعتماد نکنند و با آنها دوست نشوند و هیچ اعتمادی به دوستان فضای مجازی یا واقعی نکنند. حفظ عفت و حریم خصوصی هر فرد به تلاش همان فرد در صیانت از امنیت خصوصی خود بستگی دارد».

نظرات
نظرات بینندگان انشار یافته : در انتظار بررسی : غیر قابل انتشار :
گزارش تصویری
انتخاب سردبیر